مادر آرمین تلاش می کند تا از موقعیتی که برایش پیش آمده بیرون بیاید. بهمن به دکتر زمانی نزدیک می شود تا رازهایش را بهتر درک کند. فرزان با جهان ومادر آرمین برخورد می کند. بهمن با سوال کردن از زمانی، به ماجرای هاله نزدیک تر می شود و نادر در مسیری که برایش طراحی شده اعتماد به نفس وتسلطش را از دست می دهد و این برایش آغاز یک فروپاشی است…